|
|||||
ببینم چرا ماها انقدر باهم بد برخورد میکنیم؟ چرا سریع به هم مشکوک میشیم؟ چرا همه فکر میکنیم خودمون خیلی خوبیم و بقیه بد؟ هر کی واقعا میتونه آسیب شناسی کنه بسم ا... خدا کنه آخرش به یه جوابی برسم
|
|
|
|||||||
|
|
|||||||
|
|
||||||||
ببین عزیز دلم،اولا که من دقت کردم و تو به کار بستن افعال خودمم سهیم کردم.بعدشم شما خودت استادی بهتر میدونی هر چیز قشنگی هرجا درست نیست.من خودم روانشناسی خوندم عزیزم این مطلبی که شما گفتی در صورت اینه که یه نفر این احساس رو داشته باشه،قربونت برم واقعا بی اخلاقی تو جامعه ما زیاد نشده که سریع به فرافکنی حوالش میکنی؟آره عزیز دلم من گفتم آسیب شناسی کنید چون خودمم در گیرم،کتمان نمیکنم. اما این داره تبدیل به یه معضل میشه اگرم بخوای از دید روانشناسی نگاه کنی،باید سیستمی به این داستان نگاه کنی نه انقدر فردی... البته نظرت برام خیلی محترمه و روش فکر میکنم.
|
|
||||||||||
|
|
|||||
چون همه خودخواه شدن هرکی به فکر خودشه همه خودشونو خیلی بیشتر از دیگران دوست دارن و همین باعث میشه تو روابط خودخواهی و... به وجود بیاد. آدما بهم مشکوکن چون تو هیچ رابطه ای اعتماد دو طرفه بوجود نمی آد و همیشه یه جای قضیه می لنگه. آدما فکر می کنن خودشون خوبنو بقیه بد چون همه ما تو دنیای خودمون اسیریم و فقط خودمونو می بینیم اگه اشتباهی کنیم میندازیم گردن دیگران هیچ وقت نمی گیم خودمون مقصر بودیم به خاطر همین همیشه ما خوبه هستیم و دیگران بده.چاره این کار اینه هر کی یکم از غرورش کم کنه و بتونه دیگران رو هم در نظر بگیره. سعی کن اگه یه تجربه بدی داشت که باعث شده اعتمادش به بقیه کم شه اونو تعمیم نده به همه... می دونی یه چیزیایی هست که آخرش نمی تونی به جواب برسی اینم جزو اوناست. |
|
|
|||||
به دنبال خدا نگرد خدا در بيابان هاي خالي از انسان نيست خدا در جاده هاي تنهاي بي انتها نيست به دنبالش نگرد خدا در نگاه منتظر کسي است که به دنبال خبري از توست خدا در قلبي است که براي تو مي تپد خدا در لبخندي است که با نگاه مهربان تو جاني دوباره مي گيرد خدا آن جاست در جمع عزيزترين هايت خدا در دستي است که به ياري مي گيري در قلبي است که شاد مي کني در لبخندي است که به لب مي نشاني خدا در بتکده و یا فقط در مسجد نيست گشتنت زمان را هدر مي دهد خدا در عطر خوش نان است خدا در جشن و سروري است که به پا مي کني خدا را در کوچه پس کوچه هاي درويشي و دور از انسان ها جست و جو مکن خدا آن جا نيست او جايي است که همه شادند و جايي است که قلب شکسته اي نمانده در نگاه پرافتخار مادري است به فرزندش در نگاه عاشقانه زني است به همسرش بايد از فرصت هاي کوتاه زندگي جاودانگي را جست زندگي چالشي بزرگ است مخاطره اي عظيم فرصت يکه و يکتاي زندگي را نبايد صرف چيزهاي کم بها کرد چيزهاي اندک که مرگ آن ها را از ما مي گيرد زندگي را بايد صرف اموري کرد که مرگ نمي تواند آن ها را از ما بگيرد زندگي کاروان سرايي است که شب هنگام در آن اتراق مي کنيم و سپيده دمان از آن بيرون مي رويم فقط چيزهايي اهميت دارند چيزهايي که وقت کوچ ما از خانه بدن با ما همراه باشند همچون معرفت بر خدا و به خود آيي دنيا چيزي نيست که آن را واگذاريم دنيا چيزي است که بايد آن را برداريم و با خود همراه کنيم سالکان حقيقي مي دانند که همه آن زندگي باشکوه هديه اي از طرف خداوند و بهره خود را از دنيا فراموش نمي کنند کساني که از دنيا روي برمي گردانند نگاهي تيره و يأس آلود دارند آن ها دشمن زندگي و شادماني اند |
|
|||||
یه چیز دیگه هم هست و اون این که ما نسبت به هم بد اخلاقیم چون تو روابطمون انتظاراتی داریم و وقتی انتظاراتمون براورده نشه بداخلاق میشیم، بهونه می گیریم و... ما هنوز یاد نگرفتیم بدون اینکه توقع داشته باشیم خوب باشیم، همیشه می خوایم یه بازخورد بگیریم و بعدش خوب بودنو ادامه بدیم، اگه بازخورد نگیریم بدترین ادم میشیم. ما مشکلات و عیوب خودمون رو فرافکنی می کنیم به اطرافیان چون عادت کردیم خودمونو کامل ببینیم( بدون هیچ عیبی) بعدش می بینیم طرف دیگه پر از مشکل و خودمون خوبیم پس تصمیم میگیریم باهاش بد بشیم، بهش شک کنیم و حتی به خودمون اجازه میدیم اونو به بازی بگیریم چون حقو به خودمون میدیم و این دور باطل ادامه پیدا می کنه چون طرف مقابل هم مسلما این احساس رو به نفرات بعدی انتقال می ده و یهو می بینیم همه ادما شدن ادم بده و جالب این که همه هم هنوز خودشونو خوب می دونن و نمی دونن که حل این موضوع به دست خودشونه و میگن جامعه باید درست شه در صورتیکه تک تک ما عضوی از این جامعه هستیم که اگه ما درست شیم مسلما جامعه هم درست میشه. |




